آمار
تبلیغات کلیکی سامانه گوگل پلاس و افزایش بازدید
چتروم جرقه ایرانی باکس کارت شارژ به قیمت دولتی و نمایندگی ایرانسل و همراه اول
سری پنجم جملات کوتاه عاشقانه - گروه اینترنتی جرقه ایرانی
X
تبلیغات
رایتل

گروه اینترنتی جرقه ایرانی

عاشقانه-خبری اس ام اس اهنگ موزیک شعر ادبی بهداشتی خدماتی-خفن-عکس-موبایل
سه‌شنبه 28 تیر‌ماه سال 1390

سری پنجم جملات کوتاه عاشقانه

سری پنجم  جملات کوتاه عاشقانه

در این آسمان بی ستاره ، یکی از ستاره ها در آسمان مانده ،
ستاره ها همه خوابند، اما این ستاره به عشق دیدن آسمان بیدار مانده.


دلم برای قلبی میسوزد که بعد از من گرفتار تو میشود ،
دلم برای کسی میسوزد که بعد از من عاشق تو میشود،
از همینجا تسلیت میگویم به دلی که دیوانه ی آن چهره ی به ظاهر، ماه تو میشود

به احترام چشمهایت زیبایت ، اشک میریزم ،
به عشق آن قلب مهربانت ، برایت میمیرم.


مرا یاری کن ، تو که دوای دردهای منی ، قلب مرا تسکین کن.
ای تو که تنها نیاز منی ، مرا از همه چیز و همه کس بی نیاز کن.
من که جز تو کسی ندارم ، مرا از این تنهایی رها کن.


تو یک شعر تازه ای که هر کس با شنیدن آن ، پرواز میکند به بلندای آسمان.


اینک که خواب نیستم ، و به عشق تو نفس میکشم ، تو بخواب ،
تا من برایت لالایی بگویم ، تو گوش کن تا شعری که به عشق تو سرودم را بخوانم.
حالا تو به رویاها برو ، ببین آنجا تو زیباترین رویای منی.


گفت تا آخرش با تو میمانم
گفتم آخرش کجاست؟
گفت آخر دنیاست
گفتم آخر دنیا کجاست؟
گفت از نگاهم پیداست
گفتم نگاه تو، رو به کجاست؟
گفت نگاهم رو به پایان زندگیست
گفتم پایان زندگی کجاست؟
گفت لحظه ای که از عشقت میمیرم

نمیتوانم بنویسم قصه رفتنها ، غرق شدن در سراب دلها را .
مینویسم که اسیر دلهای بی وفا بودم ، هنوز قصه تمام نشده ،
من نیز قربانی یک عشق دروغین بودم.

آسمانی بی ستاره دارم ، قلبی آواره دارم ، نه شمع هستم و نه خورشید ،
من یک دل مهتابی دارم


تو نیستی و من غرق دردها شده ام ، باران نمییارد و من مثل کویر شده ام ،
مرا رها کردی و رفتی و اینک در این شهر بی محبت غریب شده ام.


روزگاری بود که تو بودی و من نیز در قلب تو بودم ،
تو میگفتی مرا دوست داری و من نیز عاشق تو بودم .
روزگاری بود که چشمهایم از غم دلتنگی تو بارانی میشد ،
شبهای من با حضور تو مهتابی میشد

تو کجا و من کجا ای عشق بی پایان من ،
تو در آن سو هستی و من در گوشه ای تاریک ،
به تو مینگرم ای سرچشمه روشنیها ،
و حسرت عشقی را میخورم که هست اما نیست

تو که میگویی مرا دوست داری چرا اشکهایم را پاک نمیکنی ،
چرا دلتنگم نمیشوی و مرا صدا نمیکنی؟

در لا به لای این بال شکسته ، پری نیست برای پرواز این دلشکسته
در تکرار روزهای گذشته ، نیست روزی به زیبایی روز به غم نشسته.

دلتنگی معنا ندارد آنگاه که تو در قلب منی ،
همصدا باش با عشق ای تو که دنیای منی.


اگر میتوانستم بدون تو بمیرم ، تا به حال صدها بار مردم ولی زنده شدم ،
به عشق تو بیخیال آن دنیا شدم .